بيهقي

, ابوبکر احمدبن حسين محدث و فقيه شافعي سدة پنجم . در 384 در خسروجرد به دنيا آمد. اصل خاندانش از شامگان نيشابور بود (سمعاني ج 1 ص 439 ذهبي 1388ـ 1390 ج 3 ص 1132 صفدي ج 6 ص 354 قس ابن اثير ج 10 ص 58 که تولد وي را در 387 مي داند علي بيهقي ص 184). از کودکي به تحصيل علم و حفظ احاديث مبادرت کرد و از پانزده سالگي نزد محمدبن حسين علوي (متوفي 410) به فراگيري حديث پرداخت . همچنين وي در حديث از شاگردان بزرگ و برجستة حاکم * نيشابوري بود اگر چه گفته اند که در انواع دانشهاي ديگر بر وي برتري داشته است . او از حاکم بيش از ديگر مشايخ خود نقل خبر کرده است (صريفيني ص 127 ياقوت حموي ج 1 ص 805 ذهبي 1406 ج 18 ص 164 همو 1388ـ1390 ج 3 ص 1133 اسنوي ج 1 ص 98 ابن خلکان ج 1 ص 75ـ76 علي بيهقي ص 183 ابن عساکر ص 266 قس ابن عماد ج 3 ص 305 که مي نويسد وي از ابي الحسن ـ محمدبن حسين ـ علوي بيشتر روايت کرده است ). بيهقي براي فراگيري علوم و حديث به شهرهاي متعددي در خراسان عراق حجاز و جبال سفر کرد (علي بيهقي ذهبي 1388ـ1390 همانجاها سبکي ج 4 ص 8) و از اساتيد بسياري علم آموخت . شمار شيوخ و اساتيد وي را افزون از صدتن دانسته اند که همگي از بزرگان قرن چهارم و نيمة اول قرن پنجم بودند. فقه را از ابوالفتح ناصربن حسين عمري (متوفي 444) و ابوالقاسم فوراني که خود شاگرد بيهقي در علم حديث بود فراگرفت (صفدي همانجا سبکي ج 4 ص 9 علي بيهقي ص 184). از ديگر اساتيد و مشايخ او مي توان از اينان نام برد: أبوعبدالرحمان سلمي (303ـ412) مؤلف طبقات الصوفيه عبدالملک بن أبي عثمان خرکوشي * نيشابوري (متوفي 407) مؤلف شرف النبي سهل بن محمد صعلوکي (متوفي 404) و ابن فورک انصاري اصفهاني (332ـ406) فقيه مفسر اصولي اديب و نحوي و رجالي مشهور (صريفيني ص 127ـ 128 احمد بيهقي 1408 ب مقدمة عامر احمد حيدر ص 16ـ 31 ذهبي 1388ـ1390 ج 3 ص 1132 همو 1406 ج 18 ص 164ـ 165). بيهقي دانش اصول را نيز فرا گرفته بود. وي حافظه اي بسيار قوي داشت و در حفظ حديث و استواري در آن يگانة روزگار خويش بود (ذهبي 1406 ج 18 ص 167 همو 1388ـ1390 ج 3 ص 1133 علي بيهقي ص 183 ياقوت حموي همانجا).

به نوشتة اسنوي (همانجا) بيهقي در پايان سفرهاي علمي خود به خسروجرد رفت و اولين اثرش را در 406 نگاشت (قس ذهبي 1406 ج 18 ص 165). سپس در 441 براي نشر علم به نيشابور دعوت شد و به املاي کتاب معرفة السنن و الا´ثار خود پرداخت و سرانجام در 458 در اين شهر درگذشت (سبکي ج 4 ص 9 11 سمعاني صفدي همانجاها ابن کثير ج 12 ص 94 ذهبي 1388ـ1390 ج 3 ص 1134 قس ياقوت حموي همانجا که تاريخ فوت او را 454 نوشته است ). بيهقي شاگردان زيادي داشته است که برخي از آنها عبارت اند از: ابوعلي انصاري نوة او ابوالحسن عبيدالله بن محمدبن احمد ابوعبدالله فزاري ابوالقاسم شحامي ابوالمعالي محمدبن اسماعيل فارسي عبدالمنعم قشيري و پسر بزرگ بيهقي اسماعيل که مؤلف تاريخ بيهق (علي بيهقي ) از او حديث شنيده است (ابن خلکان ج 1 ص 76 ذهبي 1388ـ1390 ج 3 ص 1135 همو 1406 ج 18 ص 169 علي بيهقي ص 184). سمعاني از جمله افرادي است که ده نفر از شاگردان بيهقي را ديده و از آنها حديث شنيده است (همانجا). برخي اسناد روايي ذهبي (متوفي 748) نيز به بيهقي منتهي مي شود (ذهبي 1388ـ1390 ج 3 ص 1134 براي آگاهي از تأثير آثار بيهقي در نوشته هاي بعد از وي رجوع کنيد به نهاية الارب نويري طبقات الشافعيه سبکي السيرة النبوية ابن کثير الروضة رافعي صبح الاعشي قلقشندي مفتاح السعادة طاشکوپري زاده تاريخ ابن وردي ابجد العلوم قنوجي ).

بيهقي در عين وسعت دايرة حديث شناسي از برخي آثار برجستة اهل سنت مانند سنن نسائي ابن ماجه و ترمذي بي بهره بوده اگرچه از سنن أبي داوود با اسناد عالي مطلع بوده است (ذهبي 1406 ج 18 ص 165 سبکي ج 4 ص 9).

بيهقي از عالمان بزرگ و برجستة شافعي است (ابن عساکر ص 266 ابن خلکان همانجا ذهبي 1406 ج 18 ص 168 قس ياقوت حموي ج 1 ص 804 خوانساري ج 1 ص 252ـ 253 امين ج 2 ص 568 که به دلايلي احتمال داده اند که وي شيعه بوده است ). به نوشتة ذهبي (1406 ج 18 ص 169) اگر بيهقي مي خواست مذهب و شيوه اي ايجاد کند که بر مبناي اجتهاد و نظر خويش باشد بر آن کار توانايي داشت زيرا دانش او از اختلافات مذاهب و نظريات بسيار گسترده بود.

بيهقي در گردآوري آثار شافعي بر ديگران پيشي گرفت و کاملترين شرح از آراي شافعي در آثار وي يافت مي شود. بدين جهت ابن خلکان (همانجا) و سبکي (ج 4 ص 10) به نقل از ذهبي وي را اولين گردآورندة آثار شافعي مي دانند و شايد منظور اين بوده که هيچکس قبل از بيهقي آثار شافعي را در يک مجموعة عظيم جمع نکرده است .

بيهقي روايات و اخبار را از طريق سماع از اساتيد و مشايخ خويش نقل کرده و هر جا طرق ديگري غير از طريق خويش يافته با ذکر مأخذ و طريق به دنبال نقل خود افزوده است . به نوشتة کتاني (ص 30) او خود را ملزم مي دانست که روايتي را که به جعلي بودن آن يقين داشت نقل نکند. برخي از کتب بيهقي به طبع رسيده و پاره اي به صورت خطي باقي مانده است . شماري از آثار مهم بيهقي عبارت اند از:

1) السنن الکبري . مهمترين اثر بيهقي مشتمل بر احاديث رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم و افعال و تقريرات آن حضرت و گفته ها و احوال صحابه و برخي از تابعين به صورت موضوعي همراه با برخي توضيحات است . اين کتاب در حقيقت دايرة المعارف بزرگي در حديث است که بر مبناي ابواب فقه دسته بندي شده است (احمد بيهقي 1408 ب مقدمة عامر احمد حيدر ص 37). حاجي خليفه از اين اثر به نام السنن الکبير ياد کرده است . ابن عبدالحق دمشقي (متوفي 744) شمس الدين ذهبي (متوفي 748) و عبدالوهاب شعراني (متوفي 974) هر يک جداگانه آن را خلاصه کرده اند. ابن ترکماني حنفي (متوفي 750) کتاب بزرگي در رد سنن بيهقي نوشت و آن را الجوهر النقي في الرد علي البيهقي ناميد و زين الدين قاسم بن قطلوبغاي حنفي (متوفي 879) اين اثر را با نام ترجيع الجوهر النقي تلخيص و به صورت الفبايي تا حرف ميم تنظيم کرد (حاجي خليفه ج 2 ستون 1007 کتاني همانجا). اين اثر در ده جلد است و اولين بار در نيمة اول قرن سيزدهم همراه با اثر ابن ترکماني در حيدرآباد دکن به چاپ رسيده است (احمد بيهقي 1361 ش مقدمة مهدوي دامغاني ج 1 ص 17ـ 18).

2) معرفة السنن و الا´ثار . از منابع فقه تطبيقي است که به گفتة سبکي (ج 4 ص 9) هيچ فقيه شافعي از آن بي نياز نيست . بيهقي در اين کتاب به رد سخنان احمدبن سلامة طحاوي حنفي که بر شافعي و اصحاب او ايراد وارد کرده است پرداخته و احاديث مسندي را که شافعي در موضوع اصول و فروع دين آورده نقل کرده و به جرح و تعديل سند و بيان صحت و ضعف آنها پرداخته است . همچنين با نظر و اجتهاد خود برخي از راوياني را که ديگران مورد وثوق ندانسته اند توثيق کرده است (بيهقي 1408 ب مقدمة عامر احمد حيدر ص 38ـ39). اين کتاب در 1348 ش / 1969 در مصر به چاپ رسيده است .